چقدر تلخیهای نوشته شده دركتابها و چه حجم عظیمی
از ولنگاری آدمها را لمس می كنم،
پسری كه در اوج جوانی و طراوت
خسته است،
دختری كه تنها روزهایش را سپری می كند،
نمی دانم
اما احساس می كنم از
ورای این دنیا هستم و قاطی شان نشدم
یواشكی این روزها را نگاه می كنم
نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۶ساعت 2 AM توسط s.r| |
لحظه جایی برای گفتن ...ما را در سایت لحظه جایی برای گفتن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: چهارشنبه 18 بهمن 1396 ساعت: 13:40
حال دلم خوب شود،
درست است كه عشق اوج بی آلایشی است،
اما خودت ببین
كلاهت را قاضی كن
غرور باید داشته باشم كه مرد باشیم
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۶ساعت 1 PM توسط s.r| |
لحظه جایی برای گفتن ...ما را در سایت لحظه جایی برای گفتن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: چهارشنبه 18 بهمن 1396 ساعت: 13:40